تبليغاتX
هیچ ... - خانام وار !
اندر احوالات ولایت سیلک

مي خوايم يه پست خانمانه بريم !
چند وقت پيش بعد از تحمل آفتاب سوختگي و سوزش شديد صورت مبارك تصميم گرفتيم بريم سراغ يه مشاور پوست و ... آقا جاتون خالي خانم مشاور ما را بسيار دعوا نمود كه پوستمان را زيادي راحت گذاشته ايم و به همين دليل ضعيف مانده و تحمل استفاده از صابون را هم ندارد .
منع شديم از استفاده مواد شوينده ... « شما بايد از فلان شير پاكن استفاده كنيد ، شير پاك كن رو مي زني به صورتت مي ذاري 20 دقيقه بمونه بعدش با يه دستمال مرطوب تميزش مي كني » .
يه مشت قرص ( كه دقيق ترش مي شه 30 عدد ) هم نوشت كه ... قابل شما رو نداره البته ، به جون خودم ناقابله : 5000 تومن . يه دونه ضد آفتاب هم نوشت برامون ... مي گم نمي شه حالا بدون ضد آفتاب زندگي كرد ؟ فوقش يه 40-50 كيلو خال و كك و مك ديگه به صورتمون اضافه مي شه ! ها ؟ چونه نزنم ؟ باشه بابا چرا مي زني ؟ خب آدم زورش مياد 17 تومن پول بده بالاي يه ضد آفتاب ...
مشاور جان امر فرمود فردا هم بيا براي معرفي چند تا محلول براي از بين بردن حساسيت پوست صورتت . ما كه نرفتيم ، نه اينكه نخوايم ... نه ... ولي ديديم دوز ورشكستگي بالا مي ره ...
نسخه به دست رفتيم داروخونه ... منتظر بوديم نسخه دو قلمي ما ( كه البته يه قلمش يعني ضد آفتاب رو نداشت ) آماده بشه كه يه يارو پسره ( از همين آدم ها كه احساس خوش تيپي مي كنند و به خيالشون كه خيلي آرنولد هستند ) اومد توي داروخونه ... يه چيزي تو وجود آرنولد توجه ما رو به خودش جلب كرد ... طرف پشت هر كدوم از بازوهاش يه دونه پولك هفت رنگ چسبونده بود براي جلب توجه ...
تنها چيزي كه اون موقع به ذهنم رسيد اين بود كه اسم دختر ها به خاطر آرايش و جلب توجه بد در رفته ... اين روزا پسرها هم دست كمي از دخترها ندارند !!!

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 2:15 بعد از ظهر  توسط بنده ی کمترین |