![]() |
![]() |
|
| اندر احوالات ولایت سیلک |
|
عرض شود خدمت انور المنورتون که : اين عكس رو براي اين گذاشته ايم اينجا كه هي يادتون بيفته چقدر همه چيز گرون شده ... مثلاً ماهي !!! ( اون سنجاق رو هم اون بالا گذاشتن كه ماهـــي قرمز سبزي پلوي سال ديگه رو يه موقع آل نبره!!! ) اصلاً آقا هيچ به يه نكته روي جلد توجه كردين ؟ اون بالا نوشته فصلانه فرهنگي ، سياسي ، اجتماعي ... اما مطالب فصلانه رو كه مي خوني اصولاًدر مورد طنز هستش ... مشكوك مي زنند نه ؟؟؟ الان اينجا نياز مبرمي به يك فروند C130 دو سه تا جسم سخت و چند تايي دوكارد و قيچي داريم !!! اگه كسي داشت خبرمون كنه ... داشتيم مي گفتيم ... فصلانه گفتار سبـــــز ، اسفند ماه منتشر شده و حالا رسيده بلاد سيلك ؛ هر كي خواست تشريف مباركش رو ببره خانه كتاب ( چهار راه آيت الله كاشاني ، روبروي اداره جهاد كشاورزي ) يك فقره اش رو ابتياع كنه ؛ قيمتش هم 2000 تومان وجه رايج مملكت ايرانه ... مي دونم الان كاشوني هاش سكته كرده اند ! خب به من چه ؟ يه هفته به جاي اتوبوس سوار شدن ، مسير ها رو ورزشكاري طي كنيد كه اين ولخرجي جبران بشه !!!! نخواستيد مشترك بشيد ، اينم فرم اشتراک . در هر حال خوندنش خالي از لطف نيست اين بنده كمترين كه خيلي خوشم اومد ... در ضمن طرح پشت جلدش بهتر تر تر از روي جلدش بود ( بي رحمانه نبود حداقل !!! ) به نظر اهل منزل صفحه آرايي اش جالب و چشمگير بود ؛ در ضمن علماي منزل يه فتوا هم دادن مبني بر مباح بودن ريختن خون اون شخصي كه برداشته توي يكي از صفحه ها ي مصاحبه ، كاريكاتور يه خانم آبدارچي رو گنجونده !!! ( حالا اهالي خونه ما به كنار ، آقای یار احمدی من خودم شخصاً كله جناب عالي رو از تنت جدا مي كنم ! منظورتون از اين كار چي بوده ؟؟ ) پ . ن : هر كدوم قصد خريد گفتار سبز رو كرديد يه لنگه كفش هم نثار بروبچه هاي خانه كتاب كنيد كه آبروي بلاد سيلك رو برده اند با سايتشون ... پارسال همين موقع ها فكر كنم به روز شده مطالبش !!!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 3:29 بعد از ظهر توسط بنده ی کمترین |
|
|
هوس كردم برم يه جايي كه سكوت باشه و سكوت ... تنهايي باشه و تنهايي ... مثل يكي كه توي يه جنگل يا بيابون وسيع گم شده و هيچ كس رو نداره ... غم نداره ... فكر و خيال سراغش نمياد ... جايي كه كسي وجود نداشته باشه براي قضاوت كردن در مورد رفتارم ... مي خوام براي خودم باشم ... با خودم بلند بلند حرف بزنم ... بزنم زير آواز ... چيز بنويسم ... جيغ بزنم ... تنها باشم ... تنها باشم ... تنها باشم ...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 7:21 بعد از ظهر توسط بنده ی کمترین |
|
|
سه سال پيش موقع اسباب كشي ، خانم والده نتونست از صندوق چوبي جهيزيه اش چشم پوشي كنه و تصميم گرفت اون رو به منزل جديد انتقال بده ؛ روكش مخمل صندوق اما كهنه و پاره شده بود ؛ براي همين افتاديم به جونش و تمام مخمل هاي چسبيده به ديواره ها و در صندوق رو جدا كرديم . عصر همون روز والده ي مكرمه يه مقدار پول داد دست من و امر فرمود : « برو بازار چند متر مخمل كاشان به رنگ قرمز بخر » . اين بنده ي كمترين هــــــــــــــــــــم .... هيچي ! رفتم بازار و سراغ يه پارچه فروشي ؛ راستش پيش نيومده بود كه مخمل كاشان رو از نزديك ببينم ، براي همين وقتي از ديد زدن مخمل ها چيزي دستگيرم نشد از آقاي فروشنده كه مسن هم بود خواستم چند متر مخمل اصل بلاد سيلك رو برام متر كنه و ببره ! خلاصه ذوق زده برگشتيم خونه ... توي خونه اما خانم والده به محض ديدن پارچه شروع كرد به غرغر كردن برامون كه : « خاك بر سرت ! اين مخمله تو خريدي ؟؟؟ فروشنده كلاه سرت گذاشته ، به اين مي گن مخمل جيري ، پشت پارچه رو نگاه كن ... » صبح روز بعد هم رفت بيرون و چند متر مخمل كاشان خريد و آورد خونه ؛ عجيب زيبا بود پارچه مذكور... حالا اما هر بار كه از جلو اون مغازه رد مي شم كلي حرص مي خورم به خاطر اينكه يكي اينجوري از بي اطلاع بودن مشتري اش سوء استفاده مي كنه ... حرص مي خورم از اينكه به عنوان يه دختر بعد از كلي تلاش فقط مي تونم اسم 5 – 6 نوع پارچه رو به خاطر بيارم! اما بيشتر از همه حرص مي خورم كه اهل كاشانم ، اما هيچ اطلاعي از مخمل معروف ولايتمون نداشتم ! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 12:36 بعد از ظهر توسط بنده ی کمترین |
|
|
اصولاً بر سر راه جاده هاي ترانزيتي بودن كلي مزيت داره ؛ مثلاً بلاد سيلك سر راه تهران – اصفهان – جنوب قرار داره و به همين دليل كلي خوش به حال مردمش هست از نظر رفت و آمد مسافر ها و كسب در آمد از طريق گردشگري و ... اما اينكه خونه آدم هم ميانه راه ترانزيتي باشه يه مزاياي ديگه اي داره ! مثلاً صبح و بعد از ظهر مرده كِشونه ، غروب تا نيمه شب عروس كِشون !!! چيه خب ؟ ترانزيت شامل همه چيز مي شه ديگه ، از جمله ترانزيت اموات و هر گونه عروس جات !!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 10:57 قبل از ظهر توسط بنده ی کمترین |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم فروردین 1387ساعت 12:15 بعد از ظهر توسط بنده ی کمترین |
|
|
سلامتي ، سعادت ، سيادت ، سُرور ، سَروري ، سبزي ، سرزندگي ، هفت سين سفره زندگيتان باشد . نوروز۸۷ مبارک
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 9:16 قبل از ظهر توسط بنده ی کمترین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
هیچ ...( فتوبلاگ من ) پارس قرآن ( دانلود قرآن مجازي ) كتابخانه ي مجازي قفسه دانلود كتاب كاشان لينك آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|