![]() |
![]() |
|
| اندر احوالات ولایت سیلک |
|
چند ماه بعد از اينكه صاحب رايانه شديم حس كنجكاوي شديد باعث شد بعد از يك ساعت تلاش و دانلود ياهو مسنجر 8 ، سر از اتاق هاي چت در بيارم ؛ حدود دو سال پيش ... چيزي حدود سه ماه هر روز و هر روز ولو بودم توي اتاق هاي گفتگو و در اين سه ماه تقريباً دستم اومد توي اين اتاق ها چه خبره ... با وجود همه ي بدي هاش فضاي قابل تحملي بود ... همه سر گرم بودند ... به عبارتي دلشون خوش بود به چيزي ، هر چند اغلب اين خوشي ها الكي و موقتي بود ... هنوز سر در نياوردم علت اين بد بودن اتاق هاي چت در نظر عده اي چيه ؟ ما كه رفتيم ول گشتيم ، نه از راه به در شديم... نه عادت كرديم از اون عادت هايي كه باعث بشه از كار و زندگي بيفتيم ... نه درسمون لطمه ديد ... نه چشم و گوشمون بي موقع باز شد ( اين اتفاق در دوره پارينه سنگي يعني درست موقعي كه تازه خوندن رو ياد گرفته بوديم رخ داده بود ! آخه دور و برمون پر بود از كتاب هاي زيست شناسي قديمي و مجلات پيش از انقلاب ) . در عوض ول گشتن توي اتاق هاي چت براي من دو تا نتيجه خوب و مهم در بر داشت : ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 5:54 بعد از ظهر توسط بنده ی کمترین |
|
|
هوا بس ناجوانمردانه سرداهه ! مي بينم كه توي شهر دارند گاز رو نوبتي قطع مي كنند ... اما هر چي فكر مي كنم سر در نميارم چرا شب ها گاز مناطق فقيرتر شهر قطع مي شه ، روزها گاز مناطق غني تر ... از يه جايي داره صداي روضه مياد ... دلم گرفته ... خسته ام كم و بيش ... خسته ... خسته ... خسته ... افتاده ام روي دنده ي آه و ناله ... پكرم ... ناشكر شده ام امروز ... خدا مي بخشه حتماً ... دست خودم نيست ... حالم بهم مي خوره از خيلي چيزا ... از خودم كه هيچ وقت جرأت خطر كردن نداشتم و به همين دليل نه تنها دور خيلي چيزا رو خط كشيدم ، بلكه خيلي از داشته ها رو هم از دست دادم ... اما حالا حسرتشون به دلم مونده ... از اتفاقاتي كه دور و برم مي افته و هيچ كدوم برام قابل هضم نيست ... چاره اي ندارم غير از مقصر دونستن خودم ... يعني واقعاً من مقصرم ؟ يا بقيه يه چيزيشون مي شه ؟؟؟ آره مي دونم حق با اكثريته ... پس من يه چيزيم مي شه ... حالم گرفته به خاطر يه اتفاقي ... حتي حس چرت و پرت نوشتن براي وبلاگم رو ندارم ... به روز نمي شم مدتي ... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 11:58 قبل از ظهر توسط بنده ی کمترین |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 11:57 قبل از ظهر توسط بنده ی کمترین |
|
|
كاش هيچ وقت تأسيسات هسته اي توي نطنز ساخته نمي شد ...
پ.ن : برای این پست هیچ جوابی به نظر ها نمی دم ... نمی شه گفت خیلی چیزها رو ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 8:29 بعد از ظهر توسط بنده ی کمترین |
|
|
ديروز صبح توي ايستگاه اتوبوس با مادرزن ِ آقاي همسايه روبه رو شدم ! همان طور كه منتظر اتوبوس بوديم شروع كرديم به حرف زدن ؛ يا در واقع اون شروع كرد به حرف زدن ؛ جايتان خالي ... كلي حرف بارمان كرد در مذمت مجرد بودن ما تا اين سن يعني 25 سالگي ؛ به طوري كه احساس ترشيدگي بر وجودمان مستولي شد ! موقعي كه اتوبوس رسيد و خواستيم سوار بشيم امر فرمود : « از حرفام ناراحت نشدي كه ؟» منم براي اينكه دلش رو نشكنم و مزاح كرده باشم گفتم : « نه ، ناراحت نشدم ؛ من سن مادر بزرگم رو دارم ! » اون هم با كمال پررويي گفت : « يه كمي هم بيشتر ! » |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم دی 1386ساعت 3:2 بعد از ظهر توسط بنده ی کمترین |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 9:23 بعد از ظهر توسط بنده ی کمترین |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 8:38 بعد از ظهر توسط بنده ی کمترین |
|
|
شايد روزهايي بود كه فكرش رو نمي كردم يه روزكامپيوتر توي خونه داشته باشيم اما ... رضا مارمولك رو كه يادتونه ؟ اونجايي كه توي خونه ي دوستش نشسته بود پاي تلويزيون و حرف هاي آخوند هاي تلويزيون رو تكرار مي كرد كه بعداً ضايع نشه : چت ، مولتي مديا .... موقع ديدن اين صحنه ها با جناب رضا مارمولك همذات پنداري مي كردم ! آخه خودمم كاري شبيه اون انجام مي دادم ؛ هر جا مطلبي درباره كامپيوتر مي ديدم مي خوندمش كه يه موقع ضايع بازي در نيارم ! حتا از كنار مقاله هايي كه درباره ي بازي هاي كامپيوتر نوشته مي شد بي تفاوت نمي گذشتم ؛ داستان خيلي از بازي ها رو مي دونستم در حالي كه اصلاً اونها رو بازي نكرده بودم ، به اضافه ي يه عالمه كلمات قلمبه سلمبه از دل و روده ي رايانه و برنامه هاي اون ... الان كلي استفاده مي كنم از اين اطلاعات ! ويژه نامه ي کلیک جام جم كه يكشنبه ها چاپ مي شه يكي از همين منابع اطلاعاتي ما بوده و هست . توي شماره ي 168 تاريخ 18 آذرماه يه آدرس وجود داشت براي دانلود فونت نستعلیق ... يه پوشه ي زيپ شده كه بعد از دانلود ، فايل داخلش رو كپي كنيد توي پوشه ي فونت ويندوز كامپيوترتون . مزيتش اينه كه به سادگي مي شه ازش توي برنامه هايي مثل Word استفاده كرد و استفاده از اين فونت راحت تر از نرم افزارهاي ديگه است . يكي از عيب هاي اين فونت هم اينه كه نقطه هاي « ي » و بعضي حروف ديگه رو نصفه و نيمه مي اندازه ! بعضي جاها اين مشكل با « كــــــش » دادن حروف ( Shift + j يا Shift + x ) حل مي شه و گاهي هم نه ! اما در كل اگر اهل تايپ هستيد دانلودش كنيد ... ضرر نمي كنيد . اين هم يه نمونه تايپ كه فارسي ها با فونت « ايران نستعليق » تايپ شده و انگليسي ها با فونت « ادواردين ».
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم دی 1386ساعت 12:16 بعد از ظهر توسط بنده ی کمترین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
هیچ ...( فتوبلاگ من ) پارس قرآن ( دانلود قرآن مجازي ) كتابخانه ي مجازي قفسه دانلود كتاب كاشان لينك آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|