![]() |
![]() |
|
|
۱۴/۰۵/۸۶ یکی به جمع بیکاران مخ زن اضافه شد !
۲۰/۰۵/۸۸ یکی از جمع بیکاران مخ زن کاسته شد !
متاسفانه وبلاگ عمدا یا سهوا، حذف گردیده بو...برای اینکه دست نااهلان نیفته به صورت امانی نزد من هست تا ... برای تاریخ.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 7:1 توسط نماینده ی منیر خاتون ! |
|
|
پبامبر اعظم (ص): «مبعوث شدم تا كرامتهاي اخلاقي را كامل كنم» **بعثت پیامبر اکرم بر پیروان حقیقیش تهنیت باد **
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم شهریور 1388ساعت 22:38 توسط نماینده ی منیر خاتون ! |
|
|
« فقط یه شرط داره...که اگه
بخوای به اون برسی و موفقیت پیدا کنی...باید اعتماد کنی.... اگه حاضری بسم
اله.... »
يه مدته وقتي جمله بالايي رو از زبون دوست و آشنا مي شنوم ،
مثل بزها به گوبنده اش نگاه مي كنم !!!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 22:21 توسط نماینده ی منیر خاتون ! |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 21:25 توسط نماینده ی منیر خاتون ! |
|
|
امام حسين (ع) فرمود:
آنچه را طاقت نداري به عهده مگير، به آنچه نخواهي رسيد مپرداز، آنچه را قادر نيستي به شمار نياور، جز به اندازه اي که سود مي بري هزينه مکن، پاداش، جز به اندازه کارکرد خويش مخواه، جز به فرمانبرداري از خداي سبحان که به دست آورده اي شادمان مشو و جز آنچه که خود را براي آن شايسته مي بيني دريافت نکن.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 22:54 توسط نماینده ی منیر خاتون ! |
|
|
اين روزا فقط يه چيز توجهم رو جلب
مي كنه ... مرگ و مير هاي به واسطه سرطان ، بدجوري تو ولايت آمارش بالا رفته
...
البته نه سرطان هاي معمولي ... سرطان هاي بدخيمي كه يقه 7 تا 30 ساله ها رو چسبيده ... چرا ؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 13:26 توسط نماینده ی منیر خاتون ! |
|
|
تو محل كارم يه رسم وجود داره مبني
بر اينكه اگه عطسه هم بكني همكارا شيريني پياده ات مي كنند !
اين عكس رو مي ذارم اينجا كه هر كي حتي اگه عطسه كرد يادش باشه بايد شيريني پياده بشه !
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم مرداد 1388ساعت 16:36 توسط نماینده ی منیر خاتون ! |
|
|
يه ماهي مي شد كه پشت سر هم خواب مي ديدم بار و بنديل رو
برداشتم و دارم مي رم اردهال ...
نمي دونم چي شد يهويي رفتم اسم نوشتم اعتكاف ... اونم مشهد اردهال ... جاي همه دوستان سبز ... سه روز مهمون بوديم اونجا ... بسي مفيد بود و كمك كرد به آرامش يافتنمان ... اما ... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 21:1 توسط نماینده ی منیر خاتون ! |
|
|
ديروز پرسيدم ... گفت 20 تا اسكن A3
رو همكاري برات صفحه اي 300 حساب مي كنم كه سر جمع مي شه 6 تومن ... حالا شما
هزار تومنش رو هم نده ...
پست جديد يه كم خرج بر مي داره برام ... هم از نظر مادي هم از نظر زماني... ولي ... مي ارزه فكر كنم ... |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 10:47 توسط نماینده ی منیر خاتون ! |
|
|
خواهم سوخت
در بي ستارگي آسماني كه از هر سو به غروب مي رسد و تو پرنده كهكشان رويا هاي آفتابي ميشوي... حالا بي خداحافظي مي روم تا ندانسته باشي بي تو! تا كدام سياره سوخته خاكستر مي شوم!!! * هيچي ... اون خط پست قبلي يعني جداكردن چيزهاي تاريخ مصرف
گذشته ... هر از گاهي نگاه به آينده جديد داشتن هم بايد امتحان بشه ... توي
نوع مطالب وبلاگ منحرف شده بودم كم و بيش ... اينا اون چيزايي نبود كه مي
خواستم بنويسم روز اول ... مي خوام تغيير بدم توي نوع نوشتن و مطالبي كه مي
ذارم توي وبلاگم ... يه امتحان مي كنم خوب نبود خط كشي مي كنم و دوباره يه خط
سير جديد برمي گزينم !!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم تیر 1388ساعت 9:3 توسط نماینده ی منیر خاتون ! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
مسافري خسته از راه با کولهباري پر از اميد و نااميدی...مستقیم داره میره...باهاش همسفر نشدی ...خودش رفت...
اینجا به امانت در نزد من هست... |
|
RSS
|